کاربر گرامی برای استفاده از تمامی امکانات سلامت‌یار در سامانه ثبت نام کنید.

# سبک زندگی قدیمی

 آن روزها مادران را ننه و پدران را آقا صدا می کردند. البته ننه ی تنها نه. در واقع مادر به اسم پسر بزرگ تر شناخته می شد. آن عصر، عصر ننه ها بود. بعضی هاشان صاحب علم و معرفت بودند و دارو تجویز می کردند و شفا می دادند. مثلاً بعد از هفت بچه، به بیچاره ننه ماهرخ می گفتند: “عاقر شده و دیگر دامنش سبز نمی شود” و او را به عرق سُنبل می بستند تا بتواند هشتمین فرزندش را به دنیا بیاورد ….

از هر خانه ده، دوازده بچه ی قد و نیم قد بیرون می زد. هر کس همبازی هم سن و سال خودش را پیدا می کرد. …

همیشه یکی از همسایه ها یا زاییده بود یا شیر می داد و این موضوع باعث شده بود مادرهایی که به اندازه ی کافی شیر نداشتند یا مریض بودند، بچه ها را به خانه ی آن یکی همسایه بسپارند تا چند روزی شیر بخورند. با این حساب همیشه تعدادی خواهر و برادر رضاعی هم داشتیم.

اصلاً هرکه عیالوار تر بود اسم و رسم بهتر و بیشتری داشت…

این روایتی کوتاه بود از کتاب «من زنده هستم» از معصومه آباد؛ که وقتی می خوندم، این صفحه که تمام شد، هنوز ادامه ی کتاب مطالعه نشده!

سلیاک چیست

انواع کم‌خونی در دوره بارداری

از مصرف بیش از اندازه نمک خودداری کنید

نسخه های شفا بخش گیلاس

خشم و راه های کنترل آن

میوه های مفید برای دیابت

ادغام بخش درمان تامین اجتماعی با وزارت بهداشت به نفع بیمه‌شدگان نیست

لنگش متناوب پاها چرا ایجاد میشود ؟

Red Bull‌های تایلندی مورد تایید وزارت بهداشت نیست

راهکاری برای کاهش درد ناشی از پوسیدگی دندان

ارسال بازخورد

captcha
کد را در فیلد وارد کنید:
بازخورد